خرید بک لینک
برای درآوردن سبک خاص و جالب روزی روزگاری از فیلمساز بزرگی در عالم سینما تقلید کردید یا الهام گرفتید؟
من نیازی به تقلید نداشتم، چون با تعزیه بزرگ شدم، بسیاری از خویشاوندان ما به نوعی در تعزیهخوانی نقش داشتند. از پنج سالگی لباس تعزیه بر تنم میکردند و طفل مسلم را میخواندم. از همان بچگی تا الان عاشق و مشتری تعزیه بودم. ما ایرانیها هرچه داریم از برکت عاشورا داریم، در همه کارهایم سعی کردم خودم را با عاشورا تنظیم کنم. عاشورا پربرکتترین چیزی است که در چنگ داریم، چیزی عزیزتر از این نمیشناسم، در جامعیت بینظیر است، تعزیه کاری ذوقی است که نسل به نسل از پدرانمان به ما ارث رسیده و صیقل پیدا کرده است، این کم میراثی نیست، هرچیزی که تصور کنید میشود از آن آموخت به شرطی که عاشقانه به آن نگاه کنید و تعریف غلط از آن نداشته باشید. تعزیه نمایش نیست بلکه یک روایت منظوم است، برای مثال در شاهنامهخوانی نقال آن را روایت میکند، لباس خاصی هم تنش میکند اما مخاطب میداند که او صرفاً راوی است و مثلاً نقش سهراب را بازی نمیکند. به تعزیه هم مردم چنین نگاهی دارند. در تعزیه مردم تماشاگر نیستند شرکتکننده هستند، مثلاً کسی نمیگوید فلانی با یک من ریش و پشم چرا دارد نقش حضرت زینب(س) را بازی میکند؟ او فقط نقلکننده است، لباسی هم پوشیده، نه خودش مدعی است که نقش زینب(س) را بازی میکند و نه مخاطب واقعی چنین تلقی دارد.
سکانس مشهوری در سریال روزی روزگاری هست که تعدادی از اجناس غارتشده یک بازرگان روی میز چیده شده و رئیس دزدها(حسام بیگ) از بازرگان یکی یکی درباره کارکرد آنها سؤال میپرسد...
این سکانس دقیقاً از میزانسنهای تعزیه وام گرفته شده است. من مناسبترین صحنهآرایی را تعزیه میدانم چون با امکانات موجود در هر قصبهای و روستایی صحنهآرایی میشود و شکیل هم از کار درمیآید. از این منظر منعطف است، جای قبض و بسط زیادی دارد، اصلاً بینظیر است.

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 18:49

صفحه بندی