خرید بک لینک

منقول از : حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی طباطبایی

به اعتقاد شما، روضه های باز نوعی بی حرمتی محسوب می شود و با آن مخالف هستید؟

برای پاسخ به این سؤال مطلبی را برای تان می گویم. دو واعظ می شناختم که یک نفر معمولاً روضه باز می خواند و دیگری روضه بسته می خواند. آنکه روضه بسته و باکنایه می خواند، حاج شیخ مرتضی عیدگاهی مشهور به شهیدی بود که من به خاطر ندارم در عمرش یک بار هم روضه باز و مکشوف خوانده باشد. خودش هم می گفت که : «نگفتم اسب را بر بدن ها....» بیشتر از این هم نمی گفت و جمله اش را تمام نمی کرد. چند باری هم خودم شاهد بودم که در روضه های حضرت سید الشهدا (ع) این طور می گفت که : «اگر آینه از دست تان بیفتد و دو تکه شود برمی دارید. اگر چهار قطعه شود باز هم می توانید بردارید. اما اگر آینه ای زیر سم اسب رفته باشد چه می کنید؟ جز این است که بوریا و حصیر بیاورید؟» همین روضه ها برای مردم کافی بود تا عظمت مصیبت را درک کنند.

نکته مهم این است که آن واعظی که روضه باز می خواند آنقدر به فقر افتاد که یک روز به دیدن او رفتم، گریه می کرد و می گفت : «من روضه باز خواندم این اندازه به فقر افتادم. به دیگران بگو که بعضی روضه ها ممکن است مردم را بگریاند اما فقر می آورد و فرزندان را هم دور می کند.» اما حاج شیخ مرتضی عیدگاهی که روضه بسته و باکنایه می خواند همیشه بچه ها و نوه هایش دورش بودند و عرض ادب می کردند و همیشه محترم بود.

چند نکته وجود دارد که باید منبری ها و مداحان توجه داشته باشند. یکی این است شعر بی پایه و بی مفهوم که مصداق تاریخی و حقیقی ندارد را در روضه ها و مداحی ها نخوانند. از طرف دیگر کلماتی که مطرح می شود، گاهی درست و صادق است و مفهوم صحیح هم دارد. پس هم شعر و هم مطالب باید درست و سنجیده باشد و از به کار بردن مطالب و شعرهای بی مفهوم پرهیز شود. نکته دیگر این است که ما به اکثر خواننده ها، مداح می گوییم اما همه آن ها مداح نیستند. مداح کسی است که مدیحه بخواند و اکثر افراد مرثیه می خوانند. حتی وقتی می خواهند مداحی کنند، باز هم مرثیه می خوانند. این دو حوزه با هم متفاوت است. اخیراً یاد گرفته اند که شعرهای مطربی بخوانند و گمان می کنند این روش تأثیرگذار است . این جهت خیلی خطرناک است. در قدیم دسته های سینه زنی در بازار تشکیل می شد و شعرهای سنگین می خواندند. اما دسته های محله های شمیران و قلهک دسته هایی داشت که گاهی بچه ها و جوان هایی به مقتضیات همان زمان شعرهای مطربی می خواندند و طبل هم می زدندند. به آنها هم تذکر می دادیم که این شعرها را با این سبک و سیاق نخوانند. اما می ترسیدیم که شاید از همین سبک روضه خواندن هم دست بردارند و به همین دلیل آخوندها با آنها کنار می آمدند. همان سال ها یک بار در روز تاسوعا در حسینیه ارشاد جلسه ای بود و مردم محترمانه عزاداری می کردند. در کنار این ها هیأتی آمد که می خواندند و می رقصیدند، یک آقایی گفت اگر تذکر بدهیم ناراحت می شوند. اما من و چند نفر دیگر خواستیم تذکر بدهیم و من هم گفتم: شما جوان های خوبی هستید و بهتر است ترانه و به شکل طرب نخوانید. گفتند چطور بخوانیم و یکی از همراهان ما به آنها آموزش داد.

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 20:27

صفحه بندی