
یادم آمد محرم آن سال عشق با ما قرار تازه گذاشتحکم آماده باش لغو شد و هیچ کس میل بازگشت نداشتدسته ی دوستان اهل ادب تحت فرمان شاعری بودندهمگی اهل یک حسینیه ، تعزیه خوان ماهری بودندخیمه سوزان عصر عاشورا همه آتش شدند، آه شدنددسته ی دوستان تعزیه خوان گل میدان صبحگاه شدندچند روی گذشت و شکر خدا حکم آماده باش هم آمدروح از جسم جان نثاران برد بوی عطری که از حرم آمدشب حمله ، به حکم فرمانده اهل آن دسته انتخاب شداولین راویان آن میدان پیشتازان فتح باب شدندشب دلدادگان دریا دل شب رزمندگان عاشق بودگریه ی ان شب ...
ادامه مطلب
یادم آمد محرم آن سال عشق با ما قرار تازه گذاشتحکم آماده باش لغو شد و هیچ کس میل بازگشت نداشتدسته ی دوستان اهل ادب تحت فرمان شاعری بودندهمگی اهل یک حسینیه ، تعزیه خوان ماهری بودندخیمه سوزان عصر عاشورا همه آتش شدند، آه شدنددسته ی دوستان تعزیه خوان گل میدان صبحگاه شدندچند روی گذشت و شکر خدا حکم آماده باش هم آمدروح از جسم جان نثاران برد بوی عطری که از حرم آمدشب حمله ، به حکم فرمانده اهل آن دسته انتخاب شداولین راویان آن میدان پیشتازان فتح باب شدندشب دلدادگان دریا دل شب رزمندگان عاشق بودگریه ی ان شب مخالف خوان با معین البکا موافق بودهمه با حمله های برق آسا وسط معرکه درخشیدندبعد یک عمر تعزیه خواندن، کربلا را به چشم خود دیدندآنکه نقش امام را می خواند با ابالفضل و با علی اکبرتانک ها را در آتش افکندند...
ادامه مطلب