
ای توسن فرخ لقا ، کو حسین(ع) من ، نور عین منبردی به مُلک لامکان ، سوی معراجش بنهـاده بـر سـر کبریا ، از شرف تاجشیا بر خدنگ کوفیـان ، کـردی آماجشاحـوال او بـرگو به ما ، کو حسین(ع) من؟ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من، نور عین منای پیک فـرخ پـی بگـو ، کو سلیمانمکاندر ره او مانده است ، چشم گریانمبنهاده بی کس از چـه رو ، در بیابانمای هدهد شهر صبا ، کو حسین(ع) من؟ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین منرفت از پی آب حیات ، خضر راه منمیـر سکنـدر پاسبـان ، پـادشاه منرفت از عطش بر آسمان ، دود آ...
ادامه مطلب
ای توسن فرخ لقا ، کو حسین(ع) من ، نور عین منبردی به مُلک لامکان ، سوی معراجشبنهـاده بـر سـر کبریا ، از شرف تاجشیا بر خدنگ کوفیـان ، کـردی آماجشاحـوال او بـرگو به ما ، کو حسین(ع) من؟ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من، نور عین منای پیک فـرخ پـی بگـو ، کو سلیمانمکاندر ره او مانده است ، چشم گریانمبنهاده بی کس از چـه رو ، در بیابانمای هدهد شهر صبا ، کو حسین(ع) من؟ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین منرفت از پی آب حیات ، خضر راه منمیـر سکنـدر پاسبـان ، پـادشاه منرفت از عطش بر آسمان ، دود آه...
ادامه مطلب